محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
671
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
نمىخواهيم از يك بيمار صحبت كنيم كه بسا توان عضوى او براى انجام هيچ نوع شرّى يارى نمىكند ، و چهبسا ذوق معمولى براى چشيدن لذّت خاصّى را ندارد . آرى ؛ اين دو حالت ، فوق اخلاقى [ supramoral ] و زندگى اخلاقى [ amoral ] هر دو بهطور مساوى خارج از بحث ماست . ولى ما اگر در زمينهء فطرت كامل انسانى باقى بمانيم كه از غرايز و عقل برخوردار است ، مىبينيم بسيارى از مردم مقدارى از انگيزههاى مواجهه با كارهايى را دارند كه نشأت گرفته از تصميمات خير است و اين انگيزهها داراى مراتب بىشمارى هستند كه به بالاترين درجه مىرسند و به پايينترين مرتبه نزول مىكنند ، به حدّى كه در برابر اين تصميمات هيچيك از انگيزههاى مخالف ، مقاومت محسوسى نمىتواند داشته باشد . و جريان تنها به اين حالت تصميمگيرى معمولى و يا تصميمات نسنجيده خلاصه نمىشود ، بلكه حتّى در حالت تصميمگيرى پرخطر مىبينيم اين تصميمى كه يك فرد عادى جز با زحمت زياد بر آن نمىرسد ، براى اين اشخاص به آسانترين و سادهترين راه و روش ميسّر مىگردد . اين حالت مشابه يكديگر ممكن است به دو طريق فراهم بيايد : يا به لطف استعداد فطرى فراهم مىآيد و يا اينكه نتيجهء كوشش و تلاشى است كه پس از مدّتى - كه فاصله زمانى متفاوتى دارد ، و با زحماتى كه در آن خلال تحمّل مىكند - عايد مىشود . در حالت نخست ، آنجا كه تمايلات انسانى تا حدّ غير قابل درك مغلوب مىشود و انديشهء خير در وجود انسان به جايگاه والايى مىرسد ، عمل صالح موضوع دوست داشتنى و كاميابى مىگردد . و اين حالت آسمانى كه مورد توجّه حسّ اخلاقى مىگردد ، همان حالت بزرگان از شايستگان است كه آفريدگار آنها را با آن فطرت آفريده است ، و بهويژه پيامبرانى كه خداوند ايشان را از آغاز كار براى تبليغ رسالت الهى برگزيده است : « اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » . « 1 » و در حالت دوم ، تمام كارها اينچنين پيشرفت نمىكند ، مگر تا حدّ معيّنى و به لطف مجاهدات و تلاش شخصى غالبا تحوّل پيدا مىكند . اين تنها يك قانون نيست كه بگوييم : به كار
--> ( 1 ) - انعام ( 6 ) آيهء 124 : خداوند از همه بهتر مىداند كه رسالت خويش را كجا قرار دهد .